به جای کلمه، نگران محتواهای نازل باشیم

علیرضا طبایی می‌گوید: سیاست‌گذاران فرهنگی باید نوع نگاه‌شان را تغییر بدهند. ما بیش از آن‌که نگران کلمه باشیم، باید نگران محتواهای نازل و سطحی کتاب‌ها باشیم.

این شاعر در گفت‌وگو با ایسنا، درباره مطالبه اهل قلم از مسئولان فرهنگی گفت: تجربه ثابت کرده «آن‌چه البته به جایی نرسد فریاد است»؛ ولی وظیفه ما به هر حال گفتن است و باز هم گفتن. تصور می‌کنم اگر سیاست‌گذاران فرهنگی ما بخواهند با گوش شنوا حرف‌ها را بشنوند و عمل کنند راه‌هایی وجود دارد، ولی طی کردن این راه‌ها به شجاعت نیاز دارد چون باید در نگاه‌های‌مان تجدیدنظر کنیم.

او ادامه داد: استنباط من این است که سیاست‌گذاران فرهنگی باید در شکل نگاه‌شان نسبت به ادبیات، فرهنگ و حتی حوزه‌های دیگر هنر مثل سینما، موسیقی و بقیه رشته‌ها تجدیدنظر کنند و با نگاه‌های تازه‌ای در این حوزه‌ها برنامه‌ریزی کنند. متأسفانه در طول چند دهه گذشته کتاب و کتاب‌خوانی در ایران با یک فاجعه روبه‌رو شده و حوزه انتشار و تیراژ و کتاب‌خوانی به هم ریخته است. وضعیت این‌ها واقعیت‌هایی است که باید با تلخی از آن‌ها یاد کرد.

طبایی گفت: اگر  به تیراژ کتاب‌ها دقت کنیم به یک‌سری آمار برمی‌خوریم که نشان می‌دهد هر سال نسبت به سال قبل ظاهرا رشد داشته‌ایم اما وقتی معیارهای این بالا رفتن را مرور می‌کنیم می‌بینیم که مثلا برخی کتاب‌های کودکان و... و برخی کتاب‌هایی که محتوای خیلی سطح پایینی دارند در تیراژهای بالا منتشر شده‌اند. بعد مسئولان از این کتاب‌ها یک میانگین تیراژ می‌گیرند و آن را به عنوان برآیند کار خود و به عنوان موفقیت اعلام می‌کنند. اما کتاب‌های پرمحتوا و باارزش و کتاب‌هایی که تازه منتشر شده است حکایت تلخی را نشان می‌دهد؛ به شکلی که شمارگان این دست کتاب‌ها گاه به ۱۰۰ نسخه می‌رسد اما کتاب‌های سطح پایین  و کتاب‌سازی‌ها در حجم وسیعی است. آمار حقیقی فاجعه‌بار است.

این شاعر پیشکسوت در ادامه بیان کرد: برای نجات از این فضا و مخمصه و اگر واقعا سیاست‌گذاران فرهنگی نگران هستند  باید نوع نگاه به ادبیات را عوض کنند. متأسفانه ما با یک‌سری ممیز در ارتباط هستیم که با ذره‌بین کلمات و جملات را از کتاب‌ها بیرون می‌کشند. آن‌ها با یک‌سری بدبینی به کلمات نگاه می‌کنند که باعث می‌شود آثار مثله و به شیرهای بی یال و دُم و اشکم تبدیل شود. این نتیجه کار را تأسف‌بار کرده است. معتقدم باید نگاه از امنیت‌محوری به فرهنگ‌محوری تبدیل شود. باید بیش از آن‌چه ممیزان و سیاست‌گذاران ما نگران کلمات و مسائل هزاران بار کلیشه‌ای‌شده باشند به محتوا توجه کنند.

او در ادامه گفت: خواننده کدام کتاب را بخواند که با حرف و اندیشه تازه مواجه شود؟ وقتی کتاب‌ها خالی از اندیشه و حرف‌های تازه هستند، کتاب‌های فرمایشی تولید می‌شوند و دستورالعمل می‌آید که چه نوع شعر و داستان و فیلم‌هایی ارائه شود. در این حالت طبیعی است که آثار تولیدشده از اصالت به دور می‌افتند.

علیرضا طبایی همچنین اظهار کرد: متأسفانه یک روحیه لمپنی و لودگی در فضای فیلم‌ها و سریال‌های ما حاکم شده و ادبیات خاص این سریال‌ها و فیلم‌ها در جامعه رایج شده است.  این مسئله باعث شده ارزش کلمات از بین برود و در این بین به تنها چیزی که اهمیت داده نمی‌شود محتوای آثار، کتاب‌ها و ادبیات است. این نبود توجه به محتوای آثار طاعونی است که گریبان ادبیات را گرفته است. هر کسی در این فضا اجازه پیدا می‌کند هر کتابی با محتوای هر قدر بی‌ارزش را چاپ کند. اگر سیاست‌گذاران نگران محتوا و ارزش آثار باشند می‌توانند تأثیر بیشتری داشته باشند. توصیه‌ام این است که به جای این‌که مسئولان فرهنگی با نگاه امنیتی به مسائل نگاه کنند این روحیه را رها کنند و به شکل و روح و محتوای اثر توجه کنند. البته این نباید دستاویز تازه‌ای برای سانسور و ممیزی باشد.

او در ادامه تاکید کرد: منظورم این است کسانی که کار ممیزی و وظیفه صدور مجوز کتاب‌ها، فیلم‌ها و آثار هنری را بر عهده دارند به محتوای آثار توجه کنند وگرنه هر چیز بی‌ارزشی باعث تخریب فرهنگ ما می‌شود.

این شاعر در پایان بیان کرد: در این سال‌ها فیلم‌ها و سریال‌های سطحی در خواربارفروشی‌ها تبلیغ می‌شود و بی‌ارزش‌ترین کتاب‌ها به اسم شعر و ادبیات منتشر و به خورد مردم داده می‌شود. کارگزاران فرهنگی ما باید برای این مسئله فکری بکنند.

 

انتقاد علیرضا طبایی از نحوه نامگذاری روز شعر و ادب

27 شهریور ماه سالروز درگذشت سید محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) است که به نام روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده، اما برخی از شاعران سرشناس معاصر از آغاز با این انتخاب مخالف بودند؛ زیرا شعر شهریار را در قیاس با شاعران بزرگ فارسی، فاقد چنین لیاقتی دانسته‌اند.

علیرضا طبایی، شاعر و غزل‌سرای پیشکسوت در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی آنا درباره جایگاه ادبی زنده‌یاد شهریار گفت: «همانطور که می‌دانیم شهریار بیشتر در غزل شناخته شده و مورد توجه قرار گرفته است اما از این حیث، غزلیات این شاعر فقید در مجموع حتی قابل مقایسه با غزلیات غزل‌سرایان موفق معاصر نیست؛ آنچنانکه حتی در میان 10 غزل‌سرای موفق صد‌سال اخیر نیز جایگاهی ندارد.»

وی شعر شهریار را فاقد درخشش‌های ادبی خاص و خیره‌کننده خواند گفت: «از میان غزل‌سرایان معاصر، (یا حتی در بازه‌ زمانی دورتر و از دوره شاعر سرشناسی مانند حزین لاهیجی به بعد) بسیاری از غزل‌سرایان در رده بالاتری از شهریار قرار می‌گیرند؛ از گذشتگان شاعرانی همچون رهی معیری یا ابوالحسن ورزی و از متاخران سیمین بهبهانی، حسین منزوی،‌ محمدعلی بهمنی و حتی هوشنگ ابتهاج.»

این شاعر ادامه داد: «حتی بسیاری از شاعران که آن‌ها را به غزل‌سرایی نمی‌شناسیم، در غزل بهتر از شهریار بوده‌اند. مثل نادر نادرپور که اگرچه تعداد غزل‌هایش کم است، اما خیلی موفق‌تر و درخشان‌تر از غزلیات شهریار هستند، حتی شفیعی کدکنی که غزل‌های موفق و درخشانی در کارنامه دارد.»

طبایی در تشریح ویژگی‌های غزل شهریار، گفت: «آثار شهریار به لحاظ اجتماعی بسیار منفعل هستند؛ آنچنانکه می‌شود گفت شهریار چندان دغدغه مردم و جامعه را نداشته است. او هم مانند شاعران و نویسندگان دوره رمانتیسیسم، گرفتار اندوه است؛ اما اندوه شهریار، اندوهی شخصی است و به جامعه تسری پیدا نمی‌کند. به طوری که درد و اندوه شهریار برای مخاطب شعرش قابل هم‌ذات پنداری نیست.»

وی افزود: «تنها مزیت غزلیات شهریار در دوره سرایش، آن بود که تا حدودی در بخشی از غزل‌هایش از کلیشه‌های متداول در غزل فاصله گرفته؛‌ چراکه غزل معاصر هنوز ویژگی‌های خود را نمایان نکرده بود. اما از همین منظر نیز نوآوری‌های خرد شهریار را نمی‌توان با نوآوری‌های چشمگیر بزرگان غزل معاصر قیاس کرد.»

شاعر مجموعه «تندر اما ناگهانی‌تر» خاطر نشان کرد: «بد نیست همین‌جا یادی هم از دکتر حمیدی شیرازی بکنیم؛ با غزلیات زیبا و تاثیرگذارش؛‌ مثل غزل «مرگ قو» با این مطلع: «شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد/ فریبنده زاد و فریبا بمیرد» یا غزل دیگرش با این مطلع: «آمد خزان و بر رخ گل رنگ و بو نماند/ وز گل به جز حکایت سنگ و سبو نماند».»

وی در پاسخ به این سوال که نظرش درباره تعیین روز شعر و ادب فارسی به نام زنده‌یاد شهریار چیست، اظهار داشت: «من همچنان بر این باورم که انتخاب ایشان، بیشتر تابع عواملی است که ربطی به جنبه‌های ادبی در شعرش ندارد. حال آنکه ما شاعرانی داریم که شهریار به گرد پای آنان نیز نرسیده است؛ مثل مولوی،‌خیام، سعدی، عطار، نظامی و... که می‌شد سالروز تولد‌شان را روز شعر قرار داد.»

طبایی ادامه داد: «همچنین اگر قرار بود این مناسبت به نام یکی از شاعران معاصر رقم بخورد، شاعرانی به مراتب برجسته‌تر در صد سال اخیر داشتیم که لیاقت این عنوان را داشتند؛ بزرگانی مثل اخوان ثالث و نیما به علاوه بزرگان غزل که اشارتی به نام آن‌ها داشتم.»

وی افزود: «گاهی رویکردهای سیاسی هستند که در تصمیماتی از این دست دخیل می‌شوند؛ آنچنانکه فکر می‌کنم در انتخاب شهریار برای روز شعر هم چنین عواملی دست‌اندرکار بوده‌اند. شاید هم عمده‌ترین دلیل بر این اتفاق، سرایش شعر «علی ای همای رحمت» توسط شهریار باشد.»

شاعر مجموعه‌ «مادرم ایران» درباره وجوه ادبی این شعر توضیح داد: «به نظر من اگر مضمون این شعر معطوف مقام مقدس حضرت علی(ع) نبود، هرگز تا این حد مورد توجه قرار نمی‌گرفت، چراکه این شعر به لحاظ ادبی، حایز ویژگی‌های برجسته‌ای نیست. حتی خود شهریار به لحاظ وجوه ادبی، شعرهای به مراتب بهتری از این شعر دارد.»

وی گفت: «متاسفانه گاهی برخی از عوامل با نگاه و اهداف نامرتبط، دست به اسطوره سازی می‌زنند و شرایطی را ایجاد می‌کنند که جرات نزدیک شدن، نقد کردن و حتی تشکیک در مورد آن‌ها وجود نداشته باشد. این مساله باعث شده اگر کسی بخواهد به شعر شهریار انتقاد کند، بلادرنگ تحت الشعاع فضایی قرار بگیرد که به واسطه شعر «علی ای همای رحمت» برای او ایجاد شده است.»

این شاعر پیشکسوت خاطر نشان کرد: «البته شهریار و فعالیت ادبی و کارنامه شعری‌اش قابل احترام است، اما در ارزش‌گذاری‌ شعر او،‌ نباید فاکتورهای مهمی همچون نوآوری و زبان را نادیده بگیریم و صرفا با اتکا به مسائلی غیر ادبی، درباره شعر این شاعر ابراز نظر کنیم.»

وی یادآور شد: «جالب است که در این میان، هواداران و مدافعان شهریار، تنها به وجهه‌ غزل‌سرایی او اتکا دارند؛ در حالی که به نظر من دو منظومه «مرغ بهشتی» و «هذیان دل» از شهریار،‌ به مراتب از غزل‌هایش پرطپش‌تر و زنده‌تر است. هرچند این وجوه نیز تفاوت چندانی در قیاس جایگاه شعری شهریار در مقابل شاعران برجسته معاصر ایجاد نمی‌کند.»

 

علیرضا طبایی: سرمایه‌های دولتی صرف مطرح کردن افراد بی‌استعداد می‌شود

شاعر پیشکسوت و سرشناس کشورمان معتقد است رکود بازار نشر از یک‌سو و تخصیص بودجه‌های کلان در حمایت از جریان‌ها و نگاه‌های خاص، حوزه نشر کتاب را نامتوازن کرده و باعث دلزدگی و فریب‌خوردگی مردم می‌شود.

هادی حسینی‌نژاد، خبرنگار فرهنگی آنا: علیرضا طبایی با اشاره به بحران کتاب و کتاب‌خوانی در جامعه، طی گفت‌وگویی که با او داشتیم، پرده از برخی گروه‌های خاص که با ورود به عرصه نشر قصد جریان‌سازی‌های کاذب و ساختن سوابق جعلی برای افراد بی‌استعداد دارند، برداشت.

این گفت‌وگو به شرح زیر است:

جناب طبایی، بعد از مجموعه‌های «مادرم ایران» و «تندر اما ناگهانی‌تر» که در سال‌های اخیر از شما به انتشار رسید، آیا کتاب تازه‌ای آماده چاپ دارید؟

بله. یک مجموعه از شعرهای نیمایی‌ام با نام «گزارش به آینده» را آماده انتشار دارم اما به دلیل شرایط بحرانی در بازار نشر، ناشران از انتشار این کتاب استقبال نکرده‌اند و فعلا مشخص نیست چه ناشری آن را منتشر خواهد کرد. همچنین دوست دارم گزیده‌ای از تمام شعرهایم نیز منتشر شود که طبیعتا با شرایط موجود، انتشار این کتاب نیز فعلا مقدور نیست. ناشران می‌گویند مردم از کتاب استقبال نمی‌کنند و نشانه‌اش هم تیراژ‌های پایین 500 و 300 نسخه‌ای است که چندی‌ است در بازار کتاب باب شده. به نظر می‌رسد تا وقتی اوضاع احوال مردم، خصوصا به لحاظ اقتصادی بهبود پیدا نکند، شرایط بهتر نمی‌شود و حتی شاعران و نویسندگان نیز دست و دل‌شان به انتشار کتاب تازه نمی‌رود.

اقتصاد بحرانی نشر، این روزها به موضوع متواتری تبدیل شده. اما اینکه یک شاعر پیشکسوت و شناخته شده در انتشار کتابش مشکل دارد، عمق فاجعه را از زاویه‌ای دیگر به نمایش می‌گذارد.

واقعا وضعیت کتاب خراب است! و در این وضعیت خراب، اتفاق‌های بد و بدتری رخ می‌دهد که برای اهالی قلم مایوس کننده است.

ممکن است کمی درباره این عوامل و اتفاق‌های بد توضیح دهید؟

یکی از تاسف‌بار‌ترین اتفاق‌ها این است که بازار کتاب به جای اینکه از کتاب‌های ارزشمند پر باشد، از کتاب‌های بی‌ارزش و سخیف پر شده است. این اتفاق البته عوامل مختلفی دارد اما یکی از عوامل آن مجوز نگرفتن آثار ارزشمندی است که حاوی تفکر، حس و شعوری هستند که برای جامعه حرف‌های تازه‌ای دارند. و در مقابل این وضعیت، یک سری از افراد با ایجاد جو‌سازی‌های مطبوعاتی و رسانه‌ای و با حمایت سازمان‌ها و نهادها و گروه‌های خاص، اقدام به انتشار آثار سطحی و ضعیف خود می‌کنند. مثلا شخصی که هیچ استعداد و دانشی در طنز ندارد، در این شرایط با مصاحبه‌های مختلف تبدیل به طنز‌پردازی مطرح می‌شود.

در چنین شرایطی، یعنی در غیاب کتاب‌های ارزشمند و با هجمه کتاب‌های بی‌ارزش، واقعا باید به مردم حق داد که کتاب نخرند. اصلا از شما می‌پرسم؛ خود شما در سال‌های اخیر، کتابی را دیده‌اید که بشود روی آن به عنوان یک کتاب ارزشمند و قابل تامل انگشت گذاشت؟

احتمالا در اشاره به افراد و گروه‌های خاص، نظرتان به سازمان‌هایی است که صاحب انتشارات هم هستند و با جهت‌گیری‌های حکومتی و حاکمیتی به انتشار کتاب‌های خاص مشغول‌اند!؟

دقیقا. متاسفانه عمده این سازمان‌ها و نهادها که به هر شکل تعریف فرهنگی دارند، تنها به دنبال تبلیغ تفکرات و نگاه‌های خاص هستند، نه انتشار آثار ارزشمند و ماندگار. به همین خاطر است که بودجه‌های کلان خود را با یک‌سری پیوست و بست خاص، خرج می‌کنند. جالب اینکه حتی دغدغه توزیع و فروش هم ندارند زیرا یا امکان فروش عمده به سازمان‌ها و اداره‌های دولتی برایشان هست و یا اینکه به دلیل بهره‌مندی از بودجه‌های کلان، کتاب‌های خود را در همایش‌ها و تجمع‌های دولتی، رایگان بین مردم توزیع می‌کنند. و جالب‌تر آنکه بعد هم این امر بر آن‌ها مشتبه می‌شود که فلان کتاب، با تیراژ فلان قدری به چاپ چندم رسیده است و... نویسندگان و سرایندگان کتاب‌های مذکور هم احتمالا احساس می‌کنند که چهره‌های برجسته و هنرمندان شاخصی در جامعه هستند. حال آنکه هنرمندان و اهالی قلمِ واقعی،‌ کسانی هستند که از هیچ حمایتی برخوردار نبوده و برای انتشار کتاب‌های خود، با مشکلات عدیده‌ای مواجه هستند.

این مسائل در درازمدت باعث دل‌زدگی می‌شود. اگر این امکانات و حمایت‌ها وجود دارد، باید به صورت عام وجود داشته باشد و در مسیر تقویت عرصه نشر کتاب در کشور تخصیص پیدا بکند؛ نه اینکه تنها در اختیار گروه‌های خاص باشد و از آن برای ایجاد جریان‌‌های تبلیغاتی کاذب و مطرح کردن افراد بی‌استعداد به اسم شاعر و نویسنده و فریب مردم استفاده شود! اگر این اتفاق بیافتد، یعنی حمایت‌ها عام شوند، آن وقت به قول معروف «تا سیه‌روی شود هرکه در او غش باشد». اگر هم نه؛ که حداقل دست از این دغل‌کاری‌ها بردارند و با ابزارهای تبلیغاتی خود مردم را در انتخاب و خرید کتاب فریب‌خورده و دل‌زده نکنند.

یعنی شما معتقدید جریان‌هایی در عرصه نشر فعالیت دارند که توازن را در بازار به هم زده‌اند.

بله؛ و البته با اهدافی خاص. اصلا من فکر می‌کنم هدف اصلی، حمایت از افراد خاص با نگاه‌های خاص است و در این میان، بازار کتاب و نشر بهانه هستند. به عبارت دیگر مهم این است که یک‌سری به عنوان شاعر و نویسنده، صاحب سوابق ادبی شوند، ولو با جعل سوابق و تیراژ‌های مصنوعی و حمایت‌های بی‌پایانی که پشت‌سر آن‌هاست.

من واقعا خوشحالم که تا کنون همواره زیر چتر حمایت مردم بوده‌ام و به هیچ سازمان و نهاد و گروهی وابستگی نداشته و از سوی آن‌ها حمایت نشده‌ام. هرچند مستقل بودن در کشور ما، کار بسیار سختی است و دشواری‌های فراوانی را به همراه خواهد داشت.

درباره سایر ناشران خصوصی چطور؟ آن‌هایی که به مشارکت با شاعران و دریافت وجه چاپ روی آورده‌اند!

ببینید؛ به هرحال مراکز نشر، واحدهای اقتصادی هستند و در وهله اول باید امورات خود را بگذرانند و درآمدزایی کنند. حالا وقتی بازار کتاب راکد شده و مردم کتاب نمی‌خرند، انتظار دارید ناشران از چه راهی کسب درآمد کنند؟ به همین خاطر من به ناشران حق می‌دهم که در این شرایط رفتارها و تصمیمات اقتصادی بگیرند.

حالا اگر ناشران وابسته به نهادها و سازمان‌های دولتی و ناشران خصوصی که به شدت مشکلات اقتصادی گریبان‌گیر آن‌ها شده را در یک قاب ببینیم، فکر می‌کنید چطور می‌توان توازن را به عرصه نشر بازگرداند؟

باید اجازه داد نشر کتاب در کشور، سیر طبیعی خود را طی کند؛ چه در مراحل اخذ مجوز و چه در شرایط برابر چاپ و توزیع کتاب! آن وقت همانطور که گفتم مشخص سره از ناسره مشخص خواهد شد و آن وقت است که می‌شود به وضوح دید چه کتاب‌ها و چه نام‌هایی مورد استقبال جامعه قرار خواهند گرفت و کدام‌ها مورد بی‌توجهی و فراموشی قرار خواهند گرفت.

 

طبایی: نشر دیجیتال دچار معضل است

علیرضا طبایی درباره انتشار کتا‌ب‌های دیجیتال گفت: طی چند دهه اخیر در ایران ما با معضل نشر روبه‌روییم. هر چه به روزگار معاصر نزدیک می‌شویم معضل نشر بیشتر خودش را نشان می‌دهد و این موضوع شامل حال نشر دیجیتالمان نیز می‌شود.

این شاعر در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) عنوان کرد: در چند سال اخیر ما مشکلی با عنوان نشر و پخش داشته و داریم و واقعاً همه کسانی که در ارتباط با کار هنر و خلاقیت هنر به ویژه در قلمرو مکتوب، یعنی نویسندگان و شاعران و محققان و پژوهشگران بودند معضل نشر را دریافته‌اند.

شاعر مجموعه شعر «جوانه‌های پاییز» ادامه داد: کسانی که با کار نوشتن سر و کار داشته‌اند با معضل نشر دست به گریبان‌اند. استنباطم این است که برای حل این موضوع باید دو مساله مورد نظر قرار گیرد. یکی این‌که ما به قانون کپی‌رایت و حق مؤلف و مصنف در کشور احترام بگذاریم و آن را قبول کنیم و حتی در سطح جهان نیز برای همه کسانی که خارج از ایران هستند با همه وجود پذیرفته شود که حقوق معنوی آثار همه‌شان محفوظ است.

وی افزود: در گام دوم باید اشخاصی را به عنوان بانیان نشر به ویژه نشر دیجیتال قرار داد. نشر دیجیتال در ایران نوظهور است و در گذشته چیزی با عنوان چاپ دیجیتال نداشتیم و هر چه به روزگار امروز نزدیک شده‌ایم این موضوع بیشتر مطرح شده. به طور مثال دست‌کم در 50 سال گذشته موضوعی به نام چاپ دیجیتال در ایران وجود نداشت. به گمانم باید قانون مدونی برای این موضوع نوشته شود و کسانی که الزاماً دولتی نیستند و خصوصی هستند بانی اجرای این کار شوند.

شاعر مجموعه شعر «شاید گناه از عینک من باشد» یادآور شد: البته موضوع نشر دیجیتال نباید به شکل به اصطلاح ویترینی دنبال شود و بخواهند مانند دیگر موضوع‌ها آن را بزک کنند و بدون پشتوانه اجرایی کاری انجام دهند. اگر کسی می‌خواهد در این زمینه وارد شود باید پشتوانه اجرایی داشته باشد و اگر کسی خطایی مرتکب شد و در این رابطه حق و حقوق دیگری را تضییع کرد جایی باشد که حق و حقوقش گرفته شود و کسی که به او اجحاف شده به حقش برسد به ویژه باید این قانون اجرا شود وگرنه ما قوانین زیادی داریم که دیگران نوشته‌اند و به آن عمل نمی‌شود. بسیاری از قوانین نیز نه اجرا می‌شود و نه اگر کسی آن را مطرح کند جدی گرفته می‌شود.

طبایی توضیح داد: اگر این قوانین اجرا نشود در مراحل بعد اجرایش به شوخی تبدیل می‌شود. به طور مثال اگر کسی بگوید این شعر متعلق به من است به آن شاعر می‌خندند و فکر می‌کنند مجنون است که این حرف‌ها را می‌زند. در حالی که او می‌خواهد از حق و حقوق معنوی خودش حرف بزند و از آن دفاع کند.

 طبایی متولد 14 آذر 1323 در شیراز است. آخرین مجموعه وی، با نام «تندر اما ناگهانی‌تر» سال 1392 از سوی انتشارات آوای کلار منتشر شد. مجموعه‌ شعرهای «جوانه‌های پاییز» (نشر پیروز/ 1344)، «از نهایت شب» (نشر بامداد/ 1350)، «گزیده آثار کوتاه از شاعران معاصر» (نشر پدیده/ 1351)، «خورشید‌های آن‌ سوی دیوار» (نشر توس/ 1360)، «شاید گناه از عینک من باشد» (نشر آیینه جنوب/ 1385)، «مادرم، ایران» (نشر شادان/ 1391) از آثار اوست. 

 

کتاب‌های محبوب علیرضا طبایی در زادروز 69 سالگی

 

علیرضا طبایی که این روزها سالگرد تولد 69 سالگی‌اش است، از کتاب‌های محبوبش گفت.

این شاعر پیشکسوت در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در معرفی کتاب‌های محبوبش این‌طور توضیح داد: «من با توجه به علاقه و استعداد خودم در زمینه ادبیات کلاسیک، این دست کتاب‌ها را می‌خوانم. اما از آن‌جا که به آشنایی با روزگار و زندگی انسان معاصر هم علاقه‌مندم، آثار دیگری را هم به جز شعر کلاسیک و شعر مدرن می‌خوانم.

در شعر کلاسیک، حافظ، سعدی‌، نظامی و خیام شاعران شاخصی هستند که همیشه مورد توجه من هستند و آن‌ها را مرور می‌کنم و برایم مرجع هستند.

در شعر معاصر از شاعران پیش یا هم‌نسل خودم شعر می‌خوانم و شعر شاعرانی چون احمد شاملو، نادر ‌نادرپور‌، فروغ‌ فرخزاد، سهراب سپهری و مهدی اخوان ثالث را بیش از دیگران می‌خوانم. غزل‌ها و آثار زیبای شاعران معاصر را هم می‌خوانم، یعنی هر اثر خوبی که به دستم برسد، می‌خوانم.

من به نمایشنامه هم علاقه‌مندم و از شکسپیر، «هملت» و «اتللو» و «مکبث‌« و نمایشنامه‌ «دشمن مردم» ایبسن را می‌پسندم. در میان نمایشنامه‌های ایرانی هم استنباط من این است که هیچ اثری زیبایی «شهر قصه» بیژن مفید را ندارد و بویژه از نظر کاربرد اعجاب‌آمیز زبانِ مردم و ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌هایی که از زندگی مدرن گرفته است، این اثر را کاری استثنایی می‌دانم.

از ادبیات داستانی هم کارهای صادق هدایت‌، محمود دولت‌آبادی،‌ صادق چوبک، بزرگ علوی و احمد محمود برای من خیلی جذابیت دارد که چهره‌های شاخص این عرصه هم هستند.»

به گزارش ایسنا، علیرضا طبایی متولد 14 آذر 1323 در شیراز است. او اولین شعرش را در سال 1337 در مجله‌ «سپید و سیاه» منتشر کرد. از طبایی تاکنون این مجموعه‌ی شعرها منتشر شده است: «جوانه‏‌های پاییز» 1344، «از نهایت شب» 1350، «گزیده آثار کوتاه از شاعران معاصر» 1351، «خورشیدهای آن‏ سوی دیوار» 1360 و «شاید گناه از عینک من باشد» 1385 (برگزیده‌ دومین دوره‌ جایزه‌ کتاب سال شعر – خبرنگاران)، «مادرم ایران» 1391 و «تندر اما ناگهانی‏تر» 1392.

او در زمینه‌ روزنامه‏‌نگاری هم فعالیت داشته که از آن جمله به مسؤولیت 14ساله‌ اداره‌ صفحات شعر مجله‌ «جوانان امروز» در سال‌های دهه‌ 40 و 50 می‌توان اشاره کرد.

 

طنز فروغ الگویی برای شعر انتقادی است

 

علیرضا طبایی، شاعر گفت: متأسفانه امروز شاهد رواج نوعی لمپنیسم در عرصه طنز هستیم. این آثار بیشتر بوی هزل، هجو و فکاهه می‌دهند. چند دهه قبل شعر «ای مرز پر گهر» فروغ فرخزاد الگویی از طنز بود؛‌ چرا که از آغاز تا آخرین سطر سرشار از زیبایی و انتقاد است. به لمپنیسم دچار نیست و می‌تواند برای شاعران جوان الگو باشد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طبایی گفت: شعر فارسی از گذشته‌های دور دارای این ویژگی بود که آیینه زندگی مردم باشد. در حقیقت شعر فارسی، جلوه‌های متفاوت و رنگارنگی را از زندگی منعکس می‌کند. از جمله این جلوه‌های متنوع طنز است. ما طنز را در شکل‌های مختلف و گاه در شکل اغراق‏آمیز و نیز تلطیف شده‌اش ذیل عناوین دیگر مثل هزل، هجو، فکاهه و نظایر آن در ادب فارسی داشته‌ایم. به عنوان مثال شما در آثار سعدی و در گلستان بارها و بارها جلوه‌هایی از طنز را می‌بینید.

وی افزود: در مثنوی معنوی مولوی بارها قطعه‌های طنز را شاهدیم. از آن جذاب‌تر در آثار حافظ، طنز با زبان فخیم و سنگین و به دور از سطحی بودن جلوه‌گر است و جا به جا در غزل‌های او چهره‌اش را به ما نشان می‌دهد. در آثار حافظ کمتر غزلی را می‌توان پیدا کرد که رگه‌های طنز نداشته باشد. پایگاه طنز حافظ نگاه اجتماعی و نقد رندانه و هوشیارانه‌اش از زندگی است.

شاعر «تندر اما ناگهانی‌تر» ادامه داد: در روزگار نزدیک به ما یعنی از عصر مشروطه به این طرف چهره زندگی دگرگون شد و وضعیت زندگی تغییر کرد. نگاه مردم کوچه و بازار از یک سو و نگاه هنرمندان به ویژه شاعران از سوی دیگر کاملا عوض شد و نوع بینش‌ها تغییر کرد.

طبایی توضیح داد: در عصر مشروطه لزوم توجه به آثار طنز زیاد شد و جامعه شاهد خلق آثاری بود که تا چند دهه قبل وجود نداشت. آثاری که ما در مطبوعات دوران مشروطه و در دیوان اشعار شاعران آن دوره می‌بینیم همگی نشان دهنده ضرورت توجه به طنز در جامعه است. آثار نسیم شمال، دهخدا، ایرج میرزا، عارف، میرزاده عشقی که البته در یک سطح نیستند پدید آمدند و طنز در شکل‌های مختلف و در ابعاد و اندازه‌های مختلف از نظر ارز‌ش‌های محتوایی پدیدار شد.

شاعر مجموعه شعر «مادرم ایران» توضیح داد: در روزگار ما مدتی است که طنز مورد توجه قرار گرفته اما حتماً باید نگاه شاعران و نویسندگان و کسانی که با طنز سر و کار دارند آسیب شناسی شود. متأسفانه گاه شاهد رواج نوعی لمپنیسم در عرصه طنز هستیم. طنز زیبا و اثرگذار حافظ با آن زبان فاخر گاه تبدیل شده به آثاری که بیشتر بوی هزل، هجو و فکاهه می‌دهند و گاهی شاهد طنزی هستیم که فقط برای چند لحظه ذهن و اندیشه مخاطب را درگیر می‌کند.

وی یادآور شد: این نوع طنز مخاطب را به تفکر فرو نمی‌برد و اثر بازدارنده یا تزکیه و تلطیف در ذهن مخاطب باقی نمی‌گذارد و صرفاً چند ثانیه لبخند بر لب او می‌نشاند که رشد و پا گرفتن چنین طنزی در جامعه جای تأسف دارد.

شاعر مجموعه شعر «از نهایت شب» افزود: در چند دهه قبل یک الگوی طنز داریم و آن شعر «ای مرز پر گهر» فروغ فرخزاد است که از آغاز تا آخرین سطر سرشار از زیبایی و انتقاد است. گرچه زبان این شعر زبان فاخر فروغ نیست، اما دچار لمپنیسم نمی‌شود و می‌تواند الگویی برای شاعران باشد. به جز این شعر فروغ نمونه‌های دیگری داریم و آن آثار شاعرانی است که طی چند دهه گذشته در زمینه شعر کلاسیک کار کرده‌اند. به هر صورت ما نمی‌توانیم همه آثار طنز را نفی کنیم اما این مورد آسیبی است که باید به آن توجه کرد و از آن دوری گزید تا آثار طنز ما به آثاری ماندنی تبدیل شوند نه فقط به مانند کالای روز و با تاریخ مصرف محدود.

این شاعر افزود: آثار شاعرانی مثل عراقی، حافظ، جامی، عبید، مولوی و خیلی‌های دیگر هنوز بعد از چند سده و چند قرن تازگی دارند در حالی که بعضی  آثار شاعران معاصر تاریخ مصرفی چند هفته‌ای بیشتر ندارند و از یادها فراموش می‌شوند.

طبایی متولد 14 آذر 1323 در شیراز است. مجموعه‌ شعرهای «جوانه‌های پاییز» (نشر پیروز/ 1344)، «از نهایت شب» (نشر بامداد/ 1350)، «گزیده آثار کوتاه از شاعران معاصر» (نشر پدیده/ 1351)، «خورشید‌های آن‌ سوی دیوار» (نشر توس/ 1360)، «شاید گناه از عینک من باشد» (نشر آیینه جنوب/ 1385)، «مادرم، ایران» (نشر شادان / 1391) از آثار اوست.

 آخرین کتاب طبایی گزیده‌ای از اشعار وی بود که با نام «تندر اما ناگهانی‌تر» امسال (1392) از سوی انتشارات آوای کلار منتشر شده است.

 

سرنوشت غزل از نگاه شاعر «تندر اما ناگهانی‌تر»

 

«تندر اما ناگهانی‌تر» نام مجموعه‌ی شعر جدید علیرضا طبایی و شامل غزل‌های اوست.

این شاعر در گفت‌و‌گو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره این کتاب و سرنوشت غزل عنوان کرد: از انقلاب مشروطه به بعد، تغییر و تحولاتی در قلمرو ادبیات فارسی از جمله در شکل شعر رخ داد. یکی از شکل‌هایی هم که همواره مورد توجه بوده، قالب غزل است.

او افزود: به گونه‌ای می‌توان گفت، غزل شناسنامه‌ی شعری ما در طول تاریخ فرهنگ و تاریخ ادبی ماست. سایر ملت‌ها و اقوام هم ادبیات ما را بیش‌تر با غزل‌های شاعران نام‌آوری چون حافظ، سعدی و مولانا می‌شناسند؛ بنابراین همواره غزل به عنوان شاخص و شناسه‌ی فرهنگی ما مطرح بوده است.

علیرضا طبایی

طبایی سپس عنوان کرد: در چند دهه‌ی اخیر به ویژه از سال 1320 به بعد، شاعران خواسته‌اند تحولی در ادبیات ایجاد کنند تا ادبیات آیینه‌ی زندگی مردم باشد. در آن دوران ادبیات از دربار جدا شده و به میان مردم آمده بود و نیاز بود که غزل هم سهمی از این تحول داشته باشد. در این زمینه تلاش‌های بسیاری انجام شد و تعدادی از شاعران به نوآوری‌هایی دست زدند. در گذشته غزل بیش‌تر ظرفی برای بیان مسائل عاطفی و محتوای بیش‌تر غزل‌های ما تغزل بود. پس از آن چاشنی عرفان و توصیف هم وارد غزل شد. اما از انقلاب مشروطه به بعد این ظرفیت به وجود آمد که از غزل برای بیان مسائل اجتماعی استفاده شود.

او اضافه کرد: از دهه‌ی 40 به بعد شاعران نوپردازی که در قلمرو شعر نیمایی فعالیت می‌کردند، آثاری عرضه کردند که نشان می‌داد غزل این ظرفیت را دارد که از حالت تکراری و کلیشه‏ای گذشته و اصطلاحات و صورت‌های قراردادی فاصله بگیرد و از نظر محتوا، فرم و صورت ساختاری با زندگی امروز سازگاری بهتری داشته باشد. شاخص‌ترین کار این گروه هم غزل فروغ فرخزاد بود. فرخزاد کارش را با شعر کلاسیک آغاز کرد و سپس از قالب‌های نیمایی بهره برد. در اوایل دهه‌ی 40 یکی از غزل‌های ابتهاج در مجله‌ی «روشنفکر» به اقتراح گذاشته شد تا شاعران دیگر، شعرهایی با همان وزن، شکل و قافیه بسرایند. از این کار استقبال خوبی شد، اما از آن بین غزلی که فروغ فرخزاد با مطلع «چون سنگ‌ها صدای مرا گوش می‌کنی/ سنگی و ناشنیده فراموش می‌کنی» سرود، ماندگار شد و تا امروز تازگی دارد.

طبایی همچنین گفت: شاعران نوپردازی مثل نادرپور، توللی، فروغ و در دوران نزدیک‌تر به ما شفیعی کدکنی، منزوی و مقداری هم خود من دراین قالب کارهایی داشتیم، سیمین بهبهانی هم به صورت جدی‌تر این کار را پیگیری کرد و غزل امروز شکل گرفت و از فرم تکراری و همیشگی سابق جدا و به زندگی امروز نزدیک شد، محتوا و بیان شکلی تازه گرفت و امروز هم این تحول را در ساختار بیرونی و درونی شعر می‌بینیم.

او ادامه داد: در چند دهه‌ی گذشته خصوصا در دهه‌های 60 و 70 حرکت‌های تازه‌ای هم از سوی جوان‌ترها شروع شد و به اصطلاح خودشان، غزلی متفاوت (با ط دسته‌دار) شروع کردند و نوآوری‌هایی داشتند. این حرکت‌ها با بهره‌گیری از تجارب گذشته، می‌توانست خوب باشد، اما آن‌چنان دچار افراط ‌گرایی شد و با مسائلی درآمیخت که از حالت جدی فاصله گرفت؛ به‌طوری‌که گاهی انسان فکر می‌کند با کاریکاتوری از غزل و یک شوخی روبه‌روست. افراط در استفاده از واژه‌های بیگانه و قافیه‌های سماعی از ویژگی‌های کار این جوان‌هاست؛ به عنوان نمونه آن‌ها «کاغذ» را با «از» قافیه می‌کنند. این کارها به حرکتی که می‌توانست مبارک باشد، آسیب زده است. چند تن از جوان‌ها هم هنوز به تجربه کردن ادامه می‌دهند که بعضی از آن‌ها کارهای خوبی ارائه کرده‌اند. امروز غزل نشان داده که می‌تواند در روزگار ما مطرح باشد.

طبایی همچنین عنوان کرد: من با تحولات غزل از دو جنبه پیوند دارم؛ یک جنبه از آن، به تلاش‌هایی برمی‌گردد که از دهه‌ی 40 تا اواخر دهه‌ی 50 در طول 13 - 14 سال مسؤولیتم در صفحات شعر و ادبیات مجله‌ی «جوانان» داشتم. آن سال‌ها روزگار غربت غزل بود و آقای شاملو هم در جایی گفته بود که غزل مرده است و به روزگار ما تعلق ندارد. در آن دوران، غزل کم‌تر چاپ می‌شد، اما من در مجله‌ی «جوانان» کارهای کسانی چون عمران صلاحی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و بسیاری از افراد دیگر را که در آن زمان افراد نوخاسته‌ای بودند، مرتب چاپ می‌کردم و هر هفته ستونی را به غزل نو اختصاص می‌دادم. این حرکت باعث شد که غزل جان تازه‌ای بگیرد.

او اضافه کرد: جنبه‌ی دیگر پیوند من با تحولات غزل به سروده‌های خودم مربوط است. 80 درصد از سروده‌های من، شعرهای نیمایی هستند، اما شعرهای مجموعه‌ی «تندر اما ناگهانی‌تر» و مقداری از شعرهای «شاید گناه از عینک من باشد» را در قالب غزل سروده‌ام. تلاش کرده‌ام در این غزل‌ها نه افراط داشته باشم و نه تفریط و از کهنه‌گرایی و تکرار مکررات شعر کلاسیک دوری کنم. نه مانند شاعران سنت‌گرایی باشم که هنوز در انجمن‌های ادبی، غزل‌هایی با نگاه کهنه و تکراری می‌سازند و نه دچار افراط‌هایی بشوم که پیوند غزل را از شعر امروز، زندگی امروز و میراث ادبی گذشته‌ی ما از بین می‌برند.

طبایی همچنین تأکید کرد: من خواسته‌ام با نوعی تعادل نوآوری کنم و نشان بدهم که غزل نه تنها زنده است، بلکه قالبی است که می‌توان هر محتوایی را در آن بیان کرد. مهم قدرت شاعر و توانایی او در نوآوری و احاطه بر فنون سخنوری و نگاه امروزی داشتن اوست.

این شاعر افزود: شاعر باید از برج عاج خود پایین بیاید، در جامعه زندگی کند و همه‌ی آن‌چه را که در زندگی مردم می‌گذرد، در شعر خود عنوان کند. من تلاش کرده‌ام در «تندر اما ناگهانی‌تر» هم زبان تازه‌ای ارائه دهم و هم از نظر محتوایی مسائلی را بیان کنم که نه تنها تغزل را در بر‌گیرد، بلکه مشکلات، نیازها و آمال و آرزوهای مردم و تلخی‌ها و شیرینی‌های زندگی آن‌ها را بیان کند و آیینه‌ی انعکاس زندگی آن‌ها باشد.

«تندر اما ناگهانی‌تر» با 174 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و قیمت 9300 تومان از سوی انتشارات آوای کلار منتشر شده است.

 

علیرضا طبایی و نیم قرن تکاپو در قلمرو غزل

 

خبرنگار شبستان ـ فرهنگ و ادب: شاید همه ما در لحظه‏هایی با خودمان می گوییم که جسم ما روزی به دست خاک تشریح می‏شود اما شاعر که باشی شاید این جمله را خیلی زیباتر بیان کنی آنطور که علیرضا طبایی می‏گوید: جسم مرا تشریح خواهد کرد دست خاک، فردا / روح مرا تفسیر کن، دیر است فردا... می‏توانی!

علیرضا طبایی شاعر مجموعه «تندر اما ناگهانی‏تر» در این مجموعه، تصورات زیبا و دقیقی را از لحظات شاعرانه زندگی خود به تصویر می‏کشد. تلیمحات ظریفی از انسان و گذشته او را بازگو می‏کند و در نهایت نتیجه‏ای شاعرانه و کوبنده می‏گیرد که در ذهن خواننده حک می‏شود.

ما از دو دنیای جدا هستیم، هم دوریم و هم نزدیک و تنهاییم / دوریم و نزدیکیم، گویی هر یکی، یک سوی دیواری ز خاراییم...

و در پایان همین غزل، شاعر که تندیس انسانی از پس قرن‏ها بر جای مانده را با لبخند بر لب‏های خشکیده و در انتظار رحمت دست مسیحایی، به تصویر می‏کشد، ناگهان چون تندری غرنده می‏گوید:
ما را کویری خشک پندارند و شاید نیز گورستان خاموشان / دیدند و می‏بینند، گاه خود هجوم تندر و توفنده دریاییم!

شاعر این مجموعه اگرچه سن و سالی را سپری کرده و برف پیری بر موی سیاه او نشسته، اما امیدوارانه به زندگی لبخند می‏زند و عاشقانه‏های او تصویری از زیبایی و شکوه عشق را بازتاب می‏دهد. چنانکه در غزل «تصویر کن نقش مرا»، با سادگی و با انتخاب واژگانی که چندان هم دور از دسترس نیستند اما با مهارتی خاص عنوان می‏کند:
دور است و دیر اما شکیبا باش / دیوانگی از من، تو لیلا باش
حوای من با بی‏گناهی‏ها / افسون گندم، عطر اغوا باش...

و کمی بعدتر با آنکه از پیری سخن می‏گوید اما با امیدی قابل وصف چنین بیان می‏کند:

پیری مرا افسرده است اما / بر هر کلام من، تو اما باش
بعد زمان بشکن، جوانی ده/ بر مرده اعجاز مسیحا باش...

و یا در غزلی دیگر، شاعر دریچه‏ای تازه به زندگی می‏گشاید و با حسی نه چندان غریب می‏گوید:
می‏آیی و جوانی‏ام آغاز می‏شود / لب‏های من، به روی سحر باز می‏شود

و اینجا شاعری که زندگی را دوست دارد و به جهان با چشمی زیباپسندانه و امیدوار می‏نگرد، در یکی دیگر از شعرهایش که آن را به سهراب سپهری تقدیم کرده است، چنین توصیه می کند:

گرچه از جنس آب و گل است این / مشکنیدش؛ دل است این، دل است این

و به راستی اگر دل‏شکنی نباشد، دنیای شاعرانه چه زیبا خواهد بود.

در هر صورت شاعر بنا بر آنچه خود در مقدمه دفتر شعرش می‏گوید، از سلاله خورشید است و شعرش از تبار نور، و  به نظر می‏رسد که شاعر مجموعه «تندر اما ناگهانی‏تر» توانسته با جوشش شعور خود، این رسالت را به انجام برساند.

این دفتر شعر  که 82 غزل را با درونمایه‏های اجتماعی و عاطفی در بر می‏گیرد و شامل غزل‏های تازه و گزیده‏ای از غزل‏های نیم‏قرن اخیر این شاعر و منتقد ادبی پیشکسوت است، از سوی انتشارات آوای کلار به بازار کتاب عرضه شده است.

درونمایه اغلب این ‏غزل‏ها را مسایل عاطفی و اجتماعی شکل می‏دهد که با زبانی امروزین و متفاوت از غزل کلاسیک، تصویرگر زندگی انسان معاصر است.

طبایی در مقدمه‏ای بر این کتاب می‏نویسد: «تغزّل، با هستی، و با حیات انسان آمیخته است و غزل، در فرهنگ و ادب پارسی، نمایه این آمیختگی است. غزل، جامه‏ ای فاخر بر اندام تغزّل است اما اندام‏واره‏های دیگر هم، از این بافته، سهمی از زیبایی و رنگی از چشم‏نوازی گرفته‏اند تا شعور و ذهن مخاطب را به سوی خود دعوت کنند.

از مطلع قیام مشروطه، و به ویژه از دهه بیست تا این روزگار، شاعرانی کوشیده‏اند خون تپنده‏ای به رنگ زندگی جاری و پرسیلان انسان معاصر در غزل جاری سازند، طرحی نو دراندازند و قبای دیروز را به جامه فاخر امروز بدل کنند. این تکاپو و کوشش، که با جوشش شعور و نوآوری آمیخته، هنوز ادامه دارد و فرآیند آن، آثار رنگین و گاه موفّقی است که بر صفحات شعر و ادب معاصر نقش بسته و می‏بندد.

دفتر حاضر، مجموعه‏ای است نشان‏دهنده نقش‏هایی از این کوشش، و جلوه‏هایی از این جوشش. نموداری از تلاش دست‏کم پنجاه سال راه سپردن در قلمرو سرودن غزل، و داوری نهایی به همان‏گونه که بارها گفته‏ام، با زمانه است و آن که غربال به دست به دنبال خواهد آمد...»

گفتنی است از علیرضا طبایی پیش از این مجموعه شعرهای «جوانه‌های پاییز» (نشر پیروز، 1344)، «از نهایت شب» (نشر بامداد، 1350)، «خورشید‌های آن‏سوی دیوار» (نشر توس، 1360)، «شاید گناه از عینک من باشد» (نشر آیینه جنوب، 1385) و «مادرم ایران» (نشر شادان، 1391) به چاپ رسیده است.

 

از افراط و تفریط پرهیز کرده‌ام

 

علیرضا طبایی که در سال گذشته مجموعه شعرهای نیمایی خود را با نام «مادرم ایران» ـ که شامل شعرهای میهنی این شاعر 68 ساله است ـ منتشر کرده بود، به تازگی مجموعه‏‏‌ «تندر اما ناگهانی‌تر» را توسط نشر آوای کلار به چاپ رسانده است.

طبایی در گفتگو با خبرنگار ایلنا؛ درمورد مجموعه غزل‌های تازه‌ خود توضیح داد: «تندر اما ناگهانی‌تر» در برگیرنده هشتاد و دو غزل است که نیمی از آن‌ها آثار تازه‌ من را در قلمرو غزلسرایی تشکیل می‌دهند و نیم دیگر گزیده‌ای‌ست از غزل‌هایی که طی 50 سال گذشته سروده‌ام. به عبارت دیگر این کتاب، به مثابه آیینه‌ای‌ست که سابقه 50 سال غزلسرایی من را بازتاب می‌دهد.

وی با اشاره به ویژگی‌های این مجموعه گفت: از نظر زبانی سعی کرده‌ام از زبان پرخون و زنده‌ای در سرایش‌هایم استفاده کنم و در این مسیر از افراط و تفریط بپرهیزم. آنچنان که نه غزل را در حد کاریکاتورهای مرسوم در زمانه‌ ما پایین بیاورم و نه در استفاده از کلمات و زبان، تحجر و سنت‌گرایی محض را به مخاطب خود القا کنم.

این شاعر 68 ساله ادامه داد: در این مجموعه تلاش کرده‌ام نشان دهم که در قالب غزل هم می‌شود حرف زد و نیاز‌ها، دغدغه‌ها، و طرحی از زندگی انسان امروز را در قالب غزل بدست داد؛ و در مقابل کسانی که مدعی شده‌ بودند غزل مرده و دوره‌ آن به سر رسیده، ثابت کنم تغزل در طول حیات انسان ایرانی زنده است و قالب غزل به غیر از ماهیت تغزلی، این توانایی را دارد که محتواهای دیگر و امروزی‌تر را نیز در بر داشته باشد.

طبایی ضمن بیان این مطلب که این مجموعه، نمودار زبانی من و اندیشگی من است؛ گفت: در غزل‌های این مجموعه، تا حدودی سعی کرده‌ام سبک و سیاق نیمایی خود را نیز نشان دهم. به عبارت دیگر تجربه‌های خود در قالب نیمایی را نیز در سرایش غزل‌ها دخالت داده‌ام.

وی در پاسخ به این سوال که غزلسرایان افراطی و تفریطی را چطور دسته‌بندی می‌کنید، خاطرنشان کرد: در واقع پس از نهضت مشروطه، دو جریان اصلی در حوزه غزل به وجود آمد. یکی از سوی کسانی که می‌خواستند با همان قالب، زبان، تعابیر، تشبیهات و نگاه‌ سنت‌گرا؛ و از پشت عینک غزل‌های سعدی و حافظ و صائب و دیگران به غزل‌سرایی بپردازند. آثار این دسته از شاعران هیچ تازگی نداشت و اکثر کپی‌های بی‌روحی از یکدیگر بودند. من این نوع از غزل را "غزل متحجر" می‌خوانم.

شاعر «تندر اما ناگهانی‏تر» اضافه کرد: اما در کنار این جریان، گروهی از شاعران به غزل روح تازه‌ای دادند و از شکل و قالب غزل، شعری همسو، همرنگ و هم‌پای زندگی امروز ساختند. شاعران موفقی را در این جریان می‌شناسم؛ مثل ادیب‌الممالک، رهی معیری، سایه، سیمین بهبهانی، و بعدها نیستانی و منزوی و... اما متاسفانه در این مسیر، یکسری از نسل‌های جدیدتر تمام اصول و قواعد غزل را زیر پا گذاشتند و نگاهی به دور از فرهنگ ایرانی را پیش گرفتند.

وی ادامه داد: به کار بردن افراطی کلمات بیگانه، استفاده از قافیه‌های سماعی و پرداختن به برخی مسائل که مخاطب با خواندن آن‌ها فکر می‌کند بیشتر با یک شوخی طرف است نه یک شعر؛ مثل کارهایی که پیش‌تر در مجله‌ توفیق و گل‌آقا منتشر می‌شد، از ویژگی آثار این‏هاست. به عبارت دیگر این دسته از غزلسرایان، بیشتر از غزل، استفاده تفریحی می‌کنند. اما من سعی کردم در «تندر اما ناگهانی‌تر» میانه‌رو باشم. یعنی هم با توده مردم ارتباط برقرار کنم و دغدغه‌های انسان امروز را مورد توجه قرار دهم؛ هم به سنت‌های کلاسیک در قالب غزل وفادار بمانم.

 

غزل‏های نیم‏قرن علیرضا طبایی منتشر شد

 

مجموعه غزل‏های علیرضا طبایی با عنوان «تندر اما ناگهانی‏تر» از سوی انتشارات آوای کلار منتشر شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی پانا، این مجموعه که شامل غزل‏های تازه و گزیده‏ای از غزل‏های نیم‏قرن اخیر این شاعر و منتقد ادبی پیشکسوت است، از سوی انتشارات آوای کلار به بازار کتاب عرضه شده است.

«تندر اما ناگهانی‏تر» دربرگیرنده 82 غزل است و درونمایه اغلب این ‏غزل‏ها را مسایل عاطفی و اجتماعی شکل می‏دهد که با زبانی امروزین و متفاوت از غزل کلاسیک، تصویرگر زندگی انسان معاصر است.

تندر اما ناگهانی‏تر

طبایی در مقدمه‏ای بر این کتاب می‏نویسد: «تغزّل، با هستی، و با حیات انسان آمیخته است و غزل، در فرهنگ و ادب پارسی، نمایه‏ی این آمیختگی است. غزل، جامه‏ای فاخر بر اندام تغزّل است اما اندام‏واره‏های دیگر هم، از این بافته، سهمی از زیبایی و رنگی از چشم‏نوازی گرفته‏اند تا شعور و ذهن مخاطب را به سوی خود دعوت کنند.

از مطلع قیام مشروطه، و به ویژه از دهه‏ی بیست تا این روزگار، شاعرانی کوشیده‏اند خون تپنده‏ای به رنگ زندگی جاری و پرسیلان انسان معاصر در غزل جاری سازند، طرحی نو دراندازند و قبای دیروز را به جامه‏ی فاخر امروز بدل کنند. این تکاپو و کوشش، که با جوشش شعور و نوآوری آمیخته، هنوز ادامه دارد و فرآیند آن، آثار رنگین و گاه موفّقی است که بر صفحات شعر و ادب معاصر نقش بسته و می‏بندد.

دفتر حاضر، مجموعه‏ای است نشان‏دهنده نقش‏هایی از این کوشش، و جلوه‏هایی از این جوشش. نموداری از تلاش دست‏کم پنجاه سال راه سپردن در قلمرو سرودن غزل، و داوری نهایی به همان‏گونه که بارها گفته‏ام، با زمانه است و آن که غربال به دست به دنبال خواهد آمد...»

از علیرضا طبایی پیش از این مجموعه شعرهای «جوانه‌های پاییز» (نشر پیروز، 1344)، «از نهایت شب» (نشر بامداد، 1350)، «خورشید‌های آن‏سوی دیوار» (نشر توس، 1360)،  «شاید گناه از عینک من باشد» (نشر آیینه جنوب، 1385) و «مادرم ایران» (نشر شادان، 1391) به چاپ رسیده است.

«تندر اما ناگهانی‏تر» در 174 صفحه و با قیمت 9300 تومان روانه بازار کتاب شده است.