سرنوشت غزل از نگاه شاعر «تندر اما ناگهانیتر»
«تندر اما ناگهانیتر» نام مجموعهی شعر جدید علیرضا طبایی و شامل غزلهای اوست.
این شاعر در گفتوگو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره این کتاب و سرنوشت غزل عنوان کرد: از انقلاب مشروطه به بعد، تغییر و تحولاتی در قلمرو ادبیات فارسی از جمله در شکل شعر رخ داد. یکی از شکلهایی هم که همواره مورد توجه بوده، قالب غزل است.
او افزود: به گونهای میتوان گفت، غزل شناسنامهی شعری ما در طول تاریخ فرهنگ و تاریخ ادبی ماست. سایر ملتها و اقوام هم ادبیات ما را بیشتر با غزلهای شاعران نامآوری چون حافظ، سعدی و مولانا میشناسند؛ بنابراین همواره غزل به عنوان شاخص و شناسهی فرهنگی ما مطرح بوده است.

طبایی سپس عنوان کرد: در چند دههی اخیر به ویژه از سال 1320 به بعد، شاعران خواستهاند تحولی در ادبیات ایجاد کنند تا ادبیات آیینهی زندگی مردم باشد. در آن دوران ادبیات از دربار جدا شده و به میان مردم آمده بود و نیاز بود که غزل هم سهمی از این تحول داشته باشد. در این زمینه تلاشهای بسیاری انجام شد و تعدادی از شاعران به نوآوریهایی دست زدند. در گذشته غزل بیشتر ظرفی برای بیان مسائل عاطفی و محتوای بیشتر غزلهای ما تغزل بود. پس از آن چاشنی عرفان و توصیف هم وارد غزل شد. اما از انقلاب مشروطه به بعد این ظرفیت به وجود آمد که از غزل برای بیان مسائل اجتماعی استفاده شود.
او اضافه کرد: از دههی 40 به بعد شاعران نوپردازی که در قلمرو شعر نیمایی فعالیت میکردند، آثاری عرضه کردند که نشان میداد غزل این ظرفیت را دارد که از حالت تکراری و کلیشهای گذشته و اصطلاحات و صورتهای قراردادی فاصله بگیرد و از نظر محتوا، فرم و صورت ساختاری با زندگی امروز سازگاری بهتری داشته باشد. شاخصترین کار این گروه هم غزل فروغ فرخزاد بود. فرخزاد کارش را با شعر کلاسیک آغاز کرد و سپس از قالبهای نیمایی بهره برد. در اوایل دههی 40 یکی از غزلهای ابتهاج در مجلهی «روشنفکر» به اقتراح گذاشته شد تا شاعران دیگر، شعرهایی با همان وزن، شکل و قافیه بسرایند. از این کار استقبال خوبی شد، اما از آن بین غزلی که فروغ فرخزاد با مطلع «چون سنگها صدای مرا گوش میکنی/ سنگی و ناشنیده فراموش میکنی» سرود، ماندگار شد و تا امروز تازگی دارد.
طبایی همچنین گفت: شاعران نوپردازی مثل نادرپور، توللی، فروغ و در دوران نزدیکتر به ما شفیعی کدکنی، منزوی و مقداری هم خود من دراین قالب کارهایی داشتیم، سیمین بهبهانی هم به صورت جدیتر این کار را پیگیری کرد و غزل امروز شکل گرفت و از فرم تکراری و همیشگی سابق جدا و به زندگی امروز نزدیک شد، محتوا و بیان شکلی تازه گرفت و امروز هم این تحول را در ساختار بیرونی و درونی شعر میبینیم.
او ادامه داد: در چند دههی گذشته خصوصا در دهههای 60 و 70 حرکتهای تازهای هم از سوی جوانترها شروع شد و به اصطلاح خودشان، غزلی متفاوت (با ط دستهدار) شروع کردند و نوآوریهایی داشتند. این حرکتها با بهرهگیری از تجارب گذشته، میتوانست خوب باشد، اما آنچنان دچار افراط گرایی شد و با مسائلی درآمیخت که از حالت جدی فاصله گرفت؛ بهطوریکه گاهی انسان فکر میکند با کاریکاتوری از غزل و یک شوخی روبهروست. افراط در استفاده از واژههای بیگانه و قافیههای سماعی از ویژگیهای کار این جوانهاست؛ به عنوان نمونه آنها «کاغذ» را با «از» قافیه میکنند. این کارها به حرکتی که میتوانست مبارک باشد، آسیب زده است. چند تن از جوانها هم هنوز به تجربه کردن ادامه میدهند که بعضی از آنها کارهای خوبی ارائه کردهاند. امروز غزل نشان داده که میتواند در روزگار ما مطرح باشد.
طبایی همچنین عنوان کرد: من با تحولات غزل از دو جنبه پیوند دارم؛ یک جنبه از آن، به تلاشهایی برمیگردد که از دههی 40 تا اواخر دههی 50 در طول 13 - 14 سال مسؤولیتم در صفحات شعر و ادبیات مجلهی «جوانان» داشتم. آن سالها روزگار غربت غزل بود و آقای شاملو هم در جایی گفته بود که غزل مرده است و به روزگار ما تعلق ندارد. در آن دوران، غزل کمتر چاپ میشد، اما من در مجلهی «جوانان» کارهای کسانی چون عمران صلاحی، حسین منزوی، محمدعلی بهمنی و بسیاری از افراد دیگر را که در آن زمان افراد نوخاستهای بودند، مرتب چاپ میکردم و هر هفته ستونی را به غزل نو اختصاص میدادم. این حرکت باعث شد که غزل جان تازهای بگیرد.
او اضافه کرد: جنبهی دیگر پیوند من با تحولات غزل به سرودههای خودم مربوط است. 80 درصد از سرودههای من، شعرهای نیمایی هستند، اما شعرهای مجموعهی «تندر اما ناگهانیتر» و مقداری از شعرهای «شاید گناه از عینک من باشد» را در قالب غزل سرودهام. تلاش کردهام در این غزلها نه افراط داشته باشم و نه تفریط و از کهنهگرایی و تکرار مکررات شعر کلاسیک دوری کنم. نه مانند شاعران سنتگرایی باشم که هنوز در انجمنهای ادبی، غزلهایی با نگاه کهنه و تکراری میسازند و نه دچار افراطهایی بشوم که پیوند غزل را از شعر امروز، زندگی امروز و میراث ادبی گذشتهی ما از بین میبرند.
طبایی همچنین تأکید کرد: من خواستهام با نوعی تعادل نوآوری کنم و نشان بدهم که غزل نه تنها زنده است، بلکه قالبی است که میتوان هر محتوایی را در آن بیان کرد. مهم قدرت شاعر و توانایی او در نوآوری و احاطه بر فنون سخنوری و نگاه امروزی داشتن اوست.
این شاعر افزود: شاعر باید از برج عاج خود پایین بیاید، در جامعه زندگی کند و همهی آنچه را که در زندگی مردم میگذرد، در شعر خود عنوان کند. من تلاش کردهام در «تندر اما ناگهانیتر» هم زبان تازهای ارائه دهم و هم از نظر محتوایی مسائلی را بیان کنم که نه تنها تغزل را در برگیرد، بلکه مشکلات، نیازها و آمال و آرزوهای مردم و تلخیها و شیرینیهای زندگی آنها را بیان کند و آیینهی انعکاس زندگی آنها باشد.
«تندر اما ناگهانیتر» با 174 صفحه، شمارگان 1000 نسخه و قیمت 9300 تومان از سوی انتشارات آوای کلار منتشر شده است.
این وبلاگ با موافقت آقای علیرضا طبایی جهت طرح دیدگاه ها ، اشعار و آثار ایشان شکل گرفته است. اهالی ادب و هنر می توانند آثار خود را در این زمینه برای درج در وبلاگ ارسال دارند.