در آستانه‌ی مراسم بزرگداشت علیرضا طبایی به پاس 50 سال فعالیت ادبی‌، شمس لنگرودی، محمدعلی بهمنی، پرویز خائفی،‌ اكبر اكسیر، محمدجواد محبت و اكبر آزاد درباره‌ی این شاعر، ترانه‌سرا و مسؤول صفحات شعر  «مجله‌ی جوانان» در دهه‌ی 50 سخن گفتند.

علیرضا طبایی

نوآوری در سن بالا

محمد شمس‌ لنگرودی در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی طبایی گفت: بسیاری از افراد با بالا رفتن سن‌شان از نوآوری شعرشان كاسته می‌شود؛ اما در این عرصه، طبایی برعكس عمل كرده و آخرین مجموعه‌ی شعرش شامل بهترین شعرهایش است كه تا امروز از او خوانده‌ام.

او همچنین شعر علیرضا طبایی را شعری معتدل، میانه‌رو و بین شعر نیمایی و سنتی توصیف كرد و یادآور شد: آشنایی من با علیرضا طبایی به وقتی كه در لنگرود زندگی می‌كردم و عشق شعر، مرا به طرف همه‌ی مجلات از جمله «مجله‌ی جوانان» می‌كشید، بازمی‌گردد. شعر مورد علاقه‌ی او، شعری معتدل و میانه‌رو و بین شعر نیمایی و سنتی بود كه باب پسند هم‌سن و سال‌های من بوده و هنوز هم مورد پسند بسیاری از جوانان است.

شمس‌ لنگرودی از جمله‌ مزایای طبایی را نسبت به هم‌سالانش در آن سال‌ها، دانش او نسبت به شعر نیمایی ذكر كرد كه باعث انتشار بسیاری از شعرهای خوب نیمایی در «مجله‌ی جوانان» شد.

او ادامه داد: من با مجلات ارتباط تنگاتنگی نداشتم. در آن سال‌ها از من در سه مجله، شعر چاپ شد، كه نیمایی‌ترین و یا شجاعانه‌ترین شعرم در عرصه‌ی شكل، شعری بود كه در «مجله‌ی جوانان» و زیر نظر علیرضا طبایی چاپ شد.

به اعتقاد این شاعر، شعرهای مجموعه‌ی شعر «شاید گناه از عینك من باشد» طبایی، دقایق و ظرایفی دارد كه هرگز در شعر مثلا «ویتنام» او كه در سنین جوانی خوانده است، وجود ندارد.

شمس همچنین گفت: شعرهای گذشته‌ی طبایی در مجموع، روایی و احساسی بود كه با اتكا به وزن نمودی می‌یافت؛ حال آن‌كه شعرهای اخیرش در این مجموعه از اشعار خوب و قابل دفاع نیمایی است.

خود ما هم شاگردی طبایی را كرده‌ایم

محمدعلی بهمنی هم درباره‌ی طبایی معتقد است: جایگاه طبایی در شعر و پرورش بچه‌های شعر، در زمان خودش تا امروز كم نیست.

این شاعر متذكر شد: طبایی تا امروز تلاش زیادی كرده است؛ حتا بیش‌تر از شعر خودش، روی شعر دیگران وقت گذاشته است. او حتا در حوزه‌های دیگر مانند ترانه نیز كار كرده است و دوره‌ای با نام شهرام یا شهرام طبا، ترانه‌هایش را منتشر می‌كرد و كارهای باارزشی داشت.

بهمنی یادآور شد: اگر بخواهند برای طبایی بزرگداشت بگیرند، بحق‌ترین كاری است كه می‌توان برای او انجام داد. او نه تنها به شعر بچه‌های شعر تعالی بخشیده؛ بلكه نقطه‌نظراتش در ابتدای كارش در «مجله‌ی جوانان» بسیار باارزش است.

این شاعر ساكن بندرعباس افزود: شاعران بسیاری نزد طبایی شاگردی كرده‌اند. سپیده كاشانی اولین مجموعه‌ی شعرش را با همت علیرضا طبایی منتشر كرد و او در تعالی ‌بخشیدن شعر كاشانی، كمك بسیاری به وی كرد و درواقع، كاشانی یكی از شاگردان طبایی است.

بهمنی در پایان تصریح كرد: امثال سپیده كاشانی كه شاگردی طبایی را كرده باشند، بسیارند؛ حتا خود ما هم شاگردی او را كرده‌ایم.

طبایی بر شعر ما حق پدری دارد

اكبر اكسیر نیز علیرضا طبایی را نماینده‌ی شاعران شهرستان دانست و گفت: قبل از انقلاب، تنها مجله‌ای كه صفحه‌ی ادبی پرباری داشت، «مجله‌ی جوانان» بود كه در آن، شعر شاعران شهرستان منتشر می‌شد.

این شاعر افزود: «مجله‌ی جوانان» دوشنبه‌ها منتشر می‌شد و شاعران دوشنبه، شاعران بی‌تریبون شهرستان بودند كه به دلیل مشكلات عدیده، نیمی از آن‌ها قادر به ادامه‌ی راه نشدند و نیمی دیگر بعد از انقلاب درخشیدند كه این به بركت حضور علیرضا طبایی بود كه به تمام شاعران شهرستان‌ توجه داشت.

اكسیر متذكر شد: خیلی از شاعرانی كه بعد از انقلاب به نام و نانی رسیده‌اند، از این حقیقت سر باز زدند كه بگویند «مجله‌ی جوانان» پایگاه اولیه‌شان بود؛ اما در برهوت آن موقع، این مجله واقعیتی بود كه خیلی‌ها از جمله خود من مدیون آن هستیم.

او افزود: خیلی دلم می‌خواست در جلسه‌ی بزرگداشت این شاعر بودم و درباره‌اش حرف می‌زدم. اگر طبایی در آن زمان نبود، شاید خیلی از استعدادها به هرز می‌رفت و بسیاری از چهره‌های درخشان شعر ظهور نمی‌كردند. شاعران شهرستان، زخم نداشتن تریبون را می‌خورند و اكثر شاعران از این دست، با این مجله رشد كردند.

این شاعر ساكن آستارا در پایان عنوان كرد: در خانه‌ی هنرمندان، از بزرگ‌مردی حرف زده می‌شود كه بر گردن شعر شهرستان حق پدری دارد. باید قدرش را بدانیم. سه‌شنبه، شاعران دوشنبه به پاس این بزرگ‌مرد برخیزند و كلاه از سر بردارند كه طبایی بر شعر ما حق پدری دارد.

یكی از ترانه‌سرایان خوب

اكبر آزاد هم طبایی را از ترانه‌سرایان خوب دوران خود دانست و یادآور شد: این شاعر كارهای خوب بسیاری در عرصه‌ی ترانه انجام داده، كه یكی از معروف‌ترین آن‌ها، ترانه‌ی «هر عشقی می‌میرد» است.

این ترانه‌سرا همچنین درباره‌ی فعالیت طبایی در «مجله‌ی جوانان» آن دوره گفت: زمانی كه طبایی در «مجله‌ی جوانان» كار می‌كرد، بسیاری از شاعران جوان را به جامعه‌ی شعری ما معرفی كرد. او فردی بود كه در آن زمان، اولین جلسات شعرخوانی را راه انداخت.

 دریچه‌ای برای انعكاس حرف جوانان

محمدجواد محبت نیز علیرضا طبایی را یكی از چهره‌های خدمت‌گزار ادبیات در سال‌هایی كه جوانان ایران حرف‌هایی برای گفتن داشتند، توصیف كرد.

این شاعر ساكن كرمانشاه یادآور شد: آن زمان كه جوانان ایران حرف‌هایی برای گفتن داشتند، طبایی صفحات شعر «مجله‌ی جوانان» را اداره می‌كرد و موجب انعكاس حرف‌های جوانان آن روزگار می‌شد. در آن روزگار در مجله‌های «تهران مصور»، «جوانان» و «اطلاعات هفتگی»، شعرهایی می‌دادیم؛ اما «مجله‌ی جوانان» برای ما دریچه‌ای بود.

وی افزود: در سال 39، یك شعر نوشتم و به طبایی دادم. شعر مرا در «مجله‌ی جوانان» چاپ كرد و این آغاز آشنایی من با او بود. دیداری نیز در سال‌های پیشین با او داشتم و از غزل‌های نابش حظ بردم. هر از گاهی، چند غزل با عنوان این‌كه دیگران را یادآور شاعر‌ی‌اش شود، می‌سراید.

محبت‌ همچنین متذكر شد: هرچقدر او را نوازش كنیم، حقش است؛ زیرا او از شاعران بزرگ است. طبایی از افرادی كه با شعر و غزل امروز مؤانست دارند و در ردیف غزل‌سرایان ما، هیچ‌چیز كم ندارد.

كارهای تازه در اوزان نیمایی

اما پرویز خائفی درباره‌ی طبایی به ایسنا گفت: علیرضا طبایی شاعری است كه سعی كرده در شرایط مختلف زمانه، با چشم‌اندازهای تازه‌ای ببیند.

این شاعر متذكر شد: علیرضا طبایی از دوستان صمیمی من است. در شیراز مجله‌ای به نام «دریا» را چاپ می‌كردیم كه طبایی چند شعر و یك كتاب به نام «جوانه‌ها» را به من داد كه در همان شیوه‌ی كارهای فریدون توللی بود و بارقه‌ی شعری در كارهای اولیه‌اش پیدا بود. بعد از مدتی رفت تهران و مسؤولیت صفحات ادبی «مجله‌ی جوانان» را گرفت.

خائفی كار مهم علیرضا طبایی را در آن دوره، معرفی بسیاری از چهره‌های جوان شعر در این صفحات دانست و متذكر شد: در آن دوره از اغلب شهرستان‌ها برایش شعر، عكس و نامه می‌آمد و با كمال محبت آن‌ها را چاپ می‌كرد.

او افزود: طبایی بعدا شیوه‌ی كارش تغییر كرد و در اوزان نیمایی، كارهای تازه‌ای كرد و از چهره‌های خوب شعر معاصر ما شد.

این شاعر ساكن شیراز در پایان یادآور شد: چند سال بعد، طبایی را در كنگره‌ی خواجوی كرمان دیدم و فهمیدم كه زمینه‌ی فكری‌اش تغییر یافته است و نوآوری‌های بدیعی در شعر دارد.