کتاب‌های محبوب علیرضا طبایی در زادروز 69 سالگی

 

علیرضا طبایی که این روزها سالگرد تولد 69 سالگی‌اش است، از کتاب‌های محبوبش گفت.

این شاعر پیشکسوت در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در معرفی کتاب‌های محبوبش این‌طور توضیح داد: «من با توجه به علاقه و استعداد خودم در زمینه ادبیات کلاسیک، این دست کتاب‌ها را می‌خوانم. اما از آن‌جا که به آشنایی با روزگار و زندگی انسان معاصر هم علاقه‌مندم، آثار دیگری را هم به جز شعر کلاسیک و شعر مدرن می‌خوانم.

در شعر کلاسیک، حافظ، سعدی‌، نظامی و خیام شاعران شاخصی هستند که همیشه مورد توجه من هستند و آن‌ها را مرور می‌کنم و برایم مرجع هستند.

در شعر معاصر از شاعران پیش یا هم‌نسل خودم شعر می‌خوانم و شعر شاعرانی چون احمد شاملو، نادر ‌نادرپور‌، فروغ‌ فرخزاد، سهراب سپهری و مهدی اخوان ثالث را بیش از دیگران می‌خوانم. غزل‌ها و آثار زیبای شاعران معاصر را هم می‌خوانم، یعنی هر اثر خوبی که به دستم برسد، می‌خوانم.

من به نمایشنامه هم علاقه‌مندم و از شکسپیر، «هملت» و «اتللو» و «مکبث‌« و نمایشنامه‌ «دشمن مردم» ایبسن را می‌پسندم. در میان نمایشنامه‌های ایرانی هم استنباط من این است که هیچ اثری زیبایی «شهر قصه» بیژن مفید را ندارد و بویژه از نظر کاربرد اعجاب‌آمیز زبانِ مردم و ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌هایی که از زندگی مدرن گرفته است، این اثر را کاری استثنایی می‌دانم.

از ادبیات داستانی هم کارهای صادق هدایت‌، محمود دولت‌آبادی،‌ صادق چوبک، بزرگ علوی و احمد محمود برای من خیلی جذابیت دارد که چهره‌های شاخص این عرصه هم هستند.»

به گزارش ایسنا، علیرضا طبایی متولد 14 آذر 1323 در شیراز است. او اولین شعرش را در سال 1337 در مجله‌ «سپید و سیاه» منتشر کرد. از طبایی تاکنون این مجموعه‌ی شعرها منتشر شده است: «جوانه‏‌های پاییز» 1344، «از نهایت شب» 1350، «گزیده آثار کوتاه از شاعران معاصر» 1351، «خورشیدهای آن‏ سوی دیوار» 1360 و «شاید گناه از عینک من باشد» 1385 (برگزیده‌ دومین دوره‌ جایزه‌ کتاب سال شعر – خبرنگاران)، «مادرم ایران» 1391 و «تندر اما ناگهانی‏تر» 1392.

او در زمینه‌ روزنامه‏‌نگاری هم فعالیت داشته که از آن جمله به مسؤولیت 14ساله‌ اداره‌ صفحات شعر مجله‌ «جوانان امروز» در سال‌های دهه‌ 40 و 50 می‌توان اشاره کرد.

 

طنز فروغ الگویی برای شعر انتقادی است

 

علیرضا طبایی، شاعر گفت: متأسفانه امروز شاهد رواج نوعی لمپنیسم در عرصه طنز هستیم. این آثار بیشتر بوی هزل، هجو و فکاهه می‌دهند. چند دهه قبل شعر «ای مرز پر گهر» فروغ فرخزاد الگویی از طنز بود؛‌ چرا که از آغاز تا آخرین سطر سرشار از زیبایی و انتقاد است. به لمپنیسم دچار نیست و می‌تواند برای شاعران جوان الگو باشد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طبایی گفت: شعر فارسی از گذشته‌های دور دارای این ویژگی بود که آیینه زندگی مردم باشد. در حقیقت شعر فارسی، جلوه‌های متفاوت و رنگارنگی را از زندگی منعکس می‌کند. از جمله این جلوه‌های متنوع طنز است. ما طنز را در شکل‌های مختلف و گاه در شکل اغراق‏آمیز و نیز تلطیف شده‌اش ذیل عناوین دیگر مثل هزل، هجو، فکاهه و نظایر آن در ادب فارسی داشته‌ایم. به عنوان مثال شما در آثار سعدی و در گلستان بارها و بارها جلوه‌هایی از طنز را می‌بینید.

وی افزود: در مثنوی معنوی مولوی بارها قطعه‌های طنز را شاهدیم. از آن جذاب‌تر در آثار حافظ، طنز با زبان فخیم و سنگین و به دور از سطحی بودن جلوه‌گر است و جا به جا در غزل‌های او چهره‌اش را به ما نشان می‌دهد. در آثار حافظ کمتر غزلی را می‌توان پیدا کرد که رگه‌های طنز نداشته باشد. پایگاه طنز حافظ نگاه اجتماعی و نقد رندانه و هوشیارانه‌اش از زندگی است.

شاعر «تندر اما ناگهانی‌تر» ادامه داد: در روزگار نزدیک به ما یعنی از عصر مشروطه به این طرف چهره زندگی دگرگون شد و وضعیت زندگی تغییر کرد. نگاه مردم کوچه و بازار از یک سو و نگاه هنرمندان به ویژه شاعران از سوی دیگر کاملا عوض شد و نوع بینش‌ها تغییر کرد.

طبایی توضیح داد: در عصر مشروطه لزوم توجه به آثار طنز زیاد شد و جامعه شاهد خلق آثاری بود که تا چند دهه قبل وجود نداشت. آثاری که ما در مطبوعات دوران مشروطه و در دیوان اشعار شاعران آن دوره می‌بینیم همگی نشان دهنده ضرورت توجه به طنز در جامعه است. آثار نسیم شمال، دهخدا، ایرج میرزا، عارف، میرزاده عشقی که البته در یک سطح نیستند پدید آمدند و طنز در شکل‌های مختلف و در ابعاد و اندازه‌های مختلف از نظر ارز‌ش‌های محتوایی پدیدار شد.

شاعر مجموعه شعر «مادرم ایران» توضیح داد: در روزگار ما مدتی است که طنز مورد توجه قرار گرفته اما حتماً باید نگاه شاعران و نویسندگان و کسانی که با طنز سر و کار دارند آسیب شناسی شود. متأسفانه گاه شاهد رواج نوعی لمپنیسم در عرصه طنز هستیم. طنز زیبا و اثرگذار حافظ با آن زبان فاخر گاه تبدیل شده به آثاری که بیشتر بوی هزل، هجو و فکاهه می‌دهند و گاهی شاهد طنزی هستیم که فقط برای چند لحظه ذهن و اندیشه مخاطب را درگیر می‌کند.

وی یادآور شد: این نوع طنز مخاطب را به تفکر فرو نمی‌برد و اثر بازدارنده یا تزکیه و تلطیف در ذهن مخاطب باقی نمی‌گذارد و صرفاً چند ثانیه لبخند بر لب او می‌نشاند که رشد و پا گرفتن چنین طنزی در جامعه جای تأسف دارد.

شاعر مجموعه شعر «از نهایت شب» افزود: در چند دهه قبل یک الگوی طنز داریم و آن شعر «ای مرز پر گهر» فروغ فرخزاد است که از آغاز تا آخرین سطر سرشار از زیبایی و انتقاد است. گرچه زبان این شعر زبان فاخر فروغ نیست، اما دچار لمپنیسم نمی‌شود و می‌تواند الگویی برای شاعران باشد. به جز این شعر فروغ نمونه‌های دیگری داریم و آن آثار شاعرانی است که طی چند دهه گذشته در زمینه شعر کلاسیک کار کرده‌اند. به هر صورت ما نمی‌توانیم همه آثار طنز را نفی کنیم اما این مورد آسیبی است که باید به آن توجه کرد و از آن دوری گزید تا آثار طنز ما به آثاری ماندنی تبدیل شوند نه فقط به مانند کالای روز و با تاریخ مصرف محدود.

این شاعر افزود: آثار شاعرانی مثل عراقی، حافظ، جامی، عبید، مولوی و خیلی‌های دیگر هنوز بعد از چند سده و چند قرن تازگی دارند در حالی که بعضی  آثار شاعران معاصر تاریخ مصرفی چند هفته‌ای بیشتر ندارند و از یادها فراموش می‌شوند.

طبایی متولد 14 آذر 1323 در شیراز است. مجموعه‌ شعرهای «جوانه‌های پاییز» (نشر پیروز/ 1344)، «از نهایت شب» (نشر بامداد/ 1350)، «گزیده آثار کوتاه از شاعران معاصر» (نشر پدیده/ 1351)، «خورشید‌های آن‌ سوی دیوار» (نشر توس/ 1360)، «شاید گناه از عینک من باشد» (نشر آیینه جنوب/ 1385)، «مادرم، ایران» (نشر شادان / 1391) از آثار اوست.

 آخرین کتاب طبایی گزیده‌ای از اشعار وی بود که با نام «تندر اما ناگهانی‌تر» امسال (1392) از سوی انتشارات آوای کلار منتشر شده است.

 

شاعران ایران از «علیرضا طبایی» گفتند

 
در آستانه‌ی مراسم بزرگداشت علیرضا طبایی به پاس 50 سال فعالیت ادبی‌، شمس لنگرودی، محمدعلی بهمنی، پرویز خائفی،‌ اكبر اكسیر، محمدجواد محبت و اكبر آزاد درباره‌ی این شاعر، ترانه‌سرا و مسؤول صفحات شعر  «مجله‌ی جوانان» در دهه‌ی 50 سخن گفتند.

علیرضا طبایی

نوآوری در سن بالا

محمد شمس‌ لنگرودی در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره‌ی طبایی گفت: بسیاری از افراد با بالا رفتن سن‌شان از نوآوری شعرشان كاسته می‌شود؛ اما در این عرصه، طبایی برعكس عمل كرده و آخرین مجموعه‌ی شعرش شامل بهترین شعرهایش است كه تا امروز از او خوانده‌ام.

او همچنین شعر علیرضا طبایی را شعری معتدل، میانه‌رو و بین شعر نیمایی و سنتی توصیف كرد و یادآور شد: آشنایی من با علیرضا طبایی به وقتی كه در لنگرود زندگی می‌كردم و عشق شعر، مرا به طرف همه‌ی مجلات از جمله «مجله‌ی جوانان» می‌كشید، بازمی‌گردد. شعر مورد علاقه‌ی او، شعری معتدل و میانه‌رو و بین شعر نیمایی و سنتی بود كه باب پسند هم‌سن و سال‌های من بوده و هنوز هم مورد پسند بسیاری از جوانان است.

شمس‌ لنگرودی از جمله‌ مزایای طبایی را نسبت به هم‌سالانش در آن سال‌ها، دانش او نسبت به شعر نیمایی ذكر كرد كه باعث انتشار بسیاری از شعرهای خوب نیمایی در «مجله‌ی جوانان» شد.

او ادامه داد: من با مجلات ارتباط تنگاتنگی نداشتم. در آن سال‌ها از من در سه مجله، شعر چاپ شد، كه نیمایی‌ترین و یا شجاعانه‌ترین شعرم در عرصه‌ی شكل، شعری بود كه در «مجله‌ی جوانان» و زیر نظر علیرضا طبایی چاپ شد.

به اعتقاد این شاعر، شعرهای مجموعه‌ی شعر «شاید گناه از عینك من باشد» طبایی، دقایق و ظرایفی دارد كه هرگز در شعر مثلا «ویتنام» او كه در سنین جوانی خوانده است، وجود ندارد.

شمس همچنین گفت: شعرهای گذشته‌ی طبایی در مجموع، روایی و احساسی بود كه با اتكا به وزن نمودی می‌یافت؛ حال آن‌كه شعرهای اخیرش در این مجموعه از اشعار خوب و قابل دفاع نیمایی است.

خود ما هم شاگردی طبایی را كرده‌ایم

محمدعلی بهمنی هم درباره‌ی طبایی معتقد است: جایگاه طبایی در شعر و پرورش بچه‌های شعر، در زمان خودش تا امروز كم نیست.

این شاعر متذكر شد: طبایی تا امروز تلاش زیادی كرده است؛ حتا بیش‌تر از شعر خودش، روی شعر دیگران وقت گذاشته است. او حتا در حوزه‌های دیگر مانند ترانه نیز كار كرده است و دوره‌ای با نام شهرام یا شهرام طبا، ترانه‌هایش را منتشر می‌كرد و كارهای باارزشی داشت.

بهمنی یادآور شد: اگر بخواهند برای طبایی بزرگداشت بگیرند، بحق‌ترین كاری است كه می‌توان برای او انجام داد. او نه تنها به شعر بچه‌های شعر تعالی بخشیده؛ بلكه نقطه‌نظراتش در ابتدای كارش در «مجله‌ی جوانان» بسیار باارزش است.

این شاعر ساكن بندرعباس افزود: شاعران بسیاری نزد طبایی شاگردی كرده‌اند. سپیده كاشانی اولین مجموعه‌ی شعرش را با همت علیرضا طبایی منتشر كرد و او در تعالی ‌بخشیدن شعر كاشانی، كمك بسیاری به وی كرد و درواقع، كاشانی یكی از شاگردان طبایی است.

بهمنی در پایان تصریح كرد: امثال سپیده كاشانی كه شاگردی طبایی را كرده باشند، بسیارند؛ حتا خود ما هم شاگردی او را كرده‌ایم.

طبایی بر شعر ما حق پدری دارد

اكبر اكسیر نیز علیرضا طبایی را نماینده‌ی شاعران شهرستان دانست و گفت: قبل از انقلاب، تنها مجله‌ای كه صفحه‌ی ادبی پرباری داشت، «مجله‌ی جوانان» بود كه در آن، شعر شاعران شهرستان منتشر می‌شد.

این شاعر افزود: «مجله‌ی جوانان» دوشنبه‌ها منتشر می‌شد و شاعران دوشنبه، شاعران بی‌تریبون شهرستان بودند كه به دلیل مشكلات عدیده، نیمی از آن‌ها قادر به ادامه‌ی راه نشدند و نیمی دیگر بعد از انقلاب درخشیدند كه این به بركت حضور علیرضا طبایی بود كه به تمام شاعران شهرستان‌ توجه داشت.

اكسیر متذكر شد: خیلی از شاعرانی كه بعد از انقلاب به نام و نانی رسیده‌اند، از این حقیقت سر باز زدند كه بگویند «مجله‌ی جوانان» پایگاه اولیه‌شان بود؛ اما در برهوت آن موقع، این مجله واقعیتی بود كه خیلی‌ها از جمله خود من مدیون آن هستیم.

او افزود: خیلی دلم می‌خواست در جلسه‌ی بزرگداشت این شاعر بودم و درباره‌اش حرف می‌زدم. اگر طبایی در آن زمان نبود، شاید خیلی از استعدادها به هرز می‌رفت و بسیاری از چهره‌های درخشان شعر ظهور نمی‌كردند. شاعران شهرستان، زخم نداشتن تریبون را می‌خورند و اكثر شاعران از این دست، با این مجله رشد كردند.

این شاعر ساكن آستارا در پایان عنوان كرد: در خانه‌ی هنرمندان، از بزرگ‌مردی حرف زده می‌شود كه بر گردن شعر شهرستان حق پدری دارد. باید قدرش را بدانیم. سه‌شنبه، شاعران دوشنبه به پاس این بزرگ‌مرد برخیزند و كلاه از سر بردارند كه طبایی بر شعر ما حق پدری دارد.

یكی از ترانه‌سرایان خوب

اكبر آزاد هم طبایی را از ترانه‌سرایان خوب دوران خود دانست و یادآور شد: این شاعر كارهای خوب بسیاری در عرصه‌ی ترانه انجام داده، كه یكی از معروف‌ترین آن‌ها، ترانه‌ی «هر عشقی می‌میرد» است.

این ترانه‌سرا همچنین درباره‌ی فعالیت طبایی در «مجله‌ی جوانان» آن دوره گفت: زمانی كه طبایی در «مجله‌ی جوانان» كار می‌كرد، بسیاری از شاعران جوان را به جامعه‌ی شعری ما معرفی كرد. او فردی بود كه در آن زمان، اولین جلسات شعرخوانی را راه انداخت.

 دریچه‌ای برای انعكاس حرف جوانان

محمدجواد محبت نیز علیرضا طبایی را یكی از چهره‌های خدمت‌گزار ادبیات در سال‌هایی كه جوانان ایران حرف‌هایی برای گفتن داشتند، توصیف كرد.

این شاعر ساكن كرمانشاه یادآور شد: آن زمان كه جوانان ایران حرف‌هایی برای گفتن داشتند، طبایی صفحات شعر «مجله‌ی جوانان» را اداره می‌كرد و موجب انعكاس حرف‌های جوانان آن روزگار می‌شد. در آن روزگار در مجله‌های «تهران مصور»، «جوانان» و «اطلاعات هفتگی»، شعرهایی می‌دادیم؛ اما «مجله‌ی جوانان» برای ما دریچه‌ای بود.

وی افزود: در سال 39، یك شعر نوشتم و به طبایی دادم. شعر مرا در «مجله‌ی جوانان» چاپ كرد و این آغاز آشنایی من با او بود. دیداری نیز در سال‌های پیشین با او داشتم و از غزل‌های نابش حظ بردم. هر از گاهی، چند غزل با عنوان این‌كه دیگران را یادآور شاعر‌ی‌اش شود، می‌سراید.

محبت‌ همچنین متذكر شد: هرچقدر او را نوازش كنیم، حقش است؛ زیرا او از شاعران بزرگ است. طبایی از افرادی كه با شعر و غزل امروز مؤانست دارند و در ردیف غزل‌سرایان ما، هیچ‌چیز كم ندارد.

كارهای تازه در اوزان نیمایی

اما پرویز خائفی درباره‌ی طبایی به ایسنا گفت: علیرضا طبایی شاعری است كه سعی كرده در شرایط مختلف زمانه، با چشم‌اندازهای تازه‌ای ببیند.

این شاعر متذكر شد: علیرضا طبایی از دوستان صمیمی من است. در شیراز مجله‌ای به نام «دریا» را چاپ می‌كردیم كه طبایی چند شعر و یك كتاب به نام «جوانه‌ها» را به من داد كه در همان شیوه‌ی كارهای فریدون توللی بود و بارقه‌ی شعری در كارهای اولیه‌اش پیدا بود. بعد از مدتی رفت تهران و مسؤولیت صفحات ادبی «مجله‌ی جوانان» را گرفت.

خائفی كار مهم علیرضا طبایی را در آن دوره، معرفی بسیاری از چهره‌های جوان شعر در این صفحات دانست و متذكر شد: در آن دوره از اغلب شهرستان‌ها برایش شعر، عكس و نامه می‌آمد و با كمال محبت آن‌ها را چاپ می‌كرد.

او افزود: طبایی بعدا شیوه‌ی كارش تغییر كرد و در اوزان نیمایی، كارهای تازه‌ای كرد و از چهره‌های خوب شعر معاصر ما شد.

این شاعر ساكن شیراز در پایان یادآور شد: چند سال بعد، طبایی را در كنگره‌ی خواجوی كرمان دیدم و فهمیدم كه زمینه‌ی فكری‌اش تغییر یافته است و نوآوری‌های بدیعی در شعر دارد.