<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>بر جاده های شعر ...</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com</link>
<description>دیدگاه ، شعر و آثار علیرضا طبایی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 05 Dec 2018 11:20:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>خالق ترانه عشق تو نمی‌میرد: گفتمان با مردم، نیاز رسانه‌های امروز است</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/93</link>
<description>چهاردهم آذر، زادروز استاد علیرضا طبایی، شاعر و ترانه‌سرای پیشکسوت و مدیر صفحات شعر مجله جوانان امروز در دهه چهل و پنجاه است. وی که در کنار فعالیت‌های ادبی، سابقه تدریس در مرکز تیزهوشان (دبیرستان علامه حلی تهران) را هم در کارنامه دارد، هنوز هم دفاتر شعرش و صفحات قلبش، پر از ترانه است. طبایی در گفتگو با خبرنگار اطلاعات، درباره زندگی و فعالیت‌های ادبی خود گفت: ۱۴ آذر ۱۳۲۳ در شیراز به دنیا آمدم و از همان سال‌های اول دبیرستان فعالیت روزنامه‌نگاری، ادبی و</description>
<pubDate>Wed, 05 Dec 2018 11:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/93</guid>
</item>
<item>
<title>غزل</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/92</link>
<description>تو را دوست دارم، تا همیشه دلم، بى تو تنهاست، تنها هميشه تو را دارد از من تمنّا، هميشه تو را مى‌روم گم كنم من.‎.. ولى دل تو را مى‌كند باز پيدا، هميشه به افسوس مى‌گيرم از سايه‌ی خود سراغ تو را، نيمه‌شب‌ها، هميشه جدا از تو در مشت خود مى‌فشارد غم تو، دلم را، دلم را هميشه به ويرانى‌ام مى‌كشاند، خدا را از اين گريه‌ی سيل‌آسا، هميشه به من گفتى: آيا مرا دوست دارى؟ تو را دوست دارم، تو را تا هميشه... از مجموعه « تندر اما ناگهانی‌‏تر »</description>
<pubDate>Sat, 24 Nov 2018 16:06:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/92</guid>
</item>
<item>
<title>شعر نیمایی</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/91</link>
<description>از زبان داریوش و من اين خاك، پاره‌ای ز بهشت است‌ امّا، حيفا...! بر چهره‌اش، ـ‌ هنوز، پس از سی قرن‌ جا پای خشكسالی و، ـ‌ نقش دروغ و، ـ فقر زشت است! از مجموعه « شاید گناه از عینک من باشد »</description>
<pubDate>Wed, 07 Nov 2018 08:07:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>افتخار مي‌كنيم اهل سرزميني هستيم كه بهار آغازگر تقويم آن است</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/90</link>
<description>با گردهم‌آيي تعدادي از اهالي فرهنگ و هنر و شعرخواني و داستان‌خواني برخي از آن‌ها، ديدار نوروزي در قالب بيست‌وسومين نشست «عصر روشن» برگزار شد. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا )، در ابتداي اين مراسم كه عصر روز پنجشنبه 17 فروردين‌ماه 1391 برگزار شد، عليرضا بهرامي - دبير اين نشست‌هاي فرهنگي - هدف از برگزاري اين مراسم را شكل‌دهي سنت ديدار نوروزي براي اهالي فرهنگ و هنر خواند و بيان كرد: فكر كرديم در جامعه‌اي كه حتي سياسيون ديدار نوروزي برگزار</description>
<pubDate>Fri, 16 Mar 2018 12:59:39 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>غزل</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/89</link>
<description>رنگین کمانی از گل و اشراق با آن‌که خاکی بود، اما آسمان‌دل بود از نسل آن دریاپریزادان ساحل بود در چشم‌ها، رنگین کمانی از گل و اشراق لبخند او، شعر طلوع ماه کامل بود آوای او، آمیزه‌ی آرامش و اغوا عطر حضورش، دلگشای باغ بابل بود اندام او، طرح تراش نقره و آتش بر تاک گردن، خوشه‌ی گیسو، حمایل بود من ساحل خاموش بودم، در شب توفان «شب بود و تاریکی و گردابی که هایل بود» او رو به ساحل، رو به سوی من، مرا می‌خواند بر قایقی از موج‌ها می‌راند و غافل بود تا او مرا راهی</description>
<pubDate>Mon, 19 Feb 2018 09:37:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/89</guid>
</item>
<item>
<title>شعر نیمایی</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/88</link>
<description>حجمی به روی دایره بسته، حول صفر... باید به آفتاب بگویم: «... نام مرا، به خاطر بسپار! من سال‌هاست سایه‌ی خود را از یاد برده‌ام. خود را نمی‌شناسم، انگار مرده‌ام در خاطرات دور، مروری کن! نام مرا به یاد آر! * آن سال‌های غفلت بی‌تقویم آن سال‌های بی‌نام، بی‌تاریخ در کوچه‌های خاکی سیّاره‌ای که تازه بر آن پا نهاده بودم من با تو، دیرگاهی همسایه بوده‌ام نجوای عاشقانه‌ی حوّا با سیب‌های سرخ، به یادت هست؟ انگار، هفته‌ای نگذشته‌ست...» * زهر ملال غربت آمیخته به طعم</description>
<pubDate>Mon, 15 Jan 2018 10:15:52 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>گفت‌وگوی کتابستان با علیرضا طبایی، دبیرِ شعرخیزترین مجله تاریخ مطبوعات</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/87</link>
<description>خوانش 2 تا 5 هزار شعر در هفته علیرضا طبایی شاعر معاصر، تا سال 1359 به مدت طولانی (14 سال)، دبیر صفحات شعر مجله پرتیراژ جوانان بود. شاعر خیزترین صفحات شعر مطبوعات از آنِ او بود، هفته‌ای 2 تا 5 هزار قطعه شعر به دست او می‌رسید تا چند قطعه از آن را برای چاپ درمجله انتخاب کند. به ابتکار او شاعران جوان، هفته‌ای یک روز در سالن اجتماعات مؤسسه اطلاعات خیابان خیام، جلسه شعرخوانی برگزار می‌کردند. از لابه‌لای صفحات شعر مجله او، ده‌ها شاعر نامدار امروز ظهور کردند و</description>
<pubDate>Wed, 20 Dec 2017 15:46:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>در آیینه نقد زمان</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/86</link>
<description>راز ماندگاری «نیما یوشیج» در چیست؟ نزدیک به یک قرن است که نام «نیما یوشیج» که شناسه «علی اسفندیاری» است و آثار او در ذهن و زبان چند نسل از اهالی ادبیات، هم شاعر و هم دوستدار شعر و ادب فارسی، ساری و جاری است. چرا آثار و اندیشه نیما، گروهی را برانگیخت تا در برابر او، آثار او را نفی کنند و گروهی دیگر را به دفاع از راه و روش او ترغیب کرد؟ به باور من، آنچه مخالفان و موافقان، و پیروان سبک و سیاق اندیشه و شعر نیما را برانگیخت تا در نفی یا اثبات او، و بزرگداشت</description>
<pubDate>Sun, 12 Nov 2017 09:08:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>غزل</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/85</link>
<description>شعری برای دست‌هایت گاهی که با من، در خیابان‌های شب، ره می‌سپاری ای کاش می‌شد دست‌هایت را به دستانم سپاری! شعری برای دست‌هایت می‌سرایم تا بدانند این دست‌ها را دوست دارم، این دو همزاد بهاری! پیوند دستان من و تو، جشن خاک و دانه با نور گل می‌دهد گر دانه‌ای در خاک این گلدان، بکاری کاخی پی افکندم، به خاک عشق: بامش گل، ستون نور با پرده‌های عطر تا در خانه‌ی خود پا گذاری! *** ای شهرزاد من، که در دستت کلید باغ رویاست می‌گیرد آیا با تو پایان، قصّه‌ی چشم‌انتظاری؟ بر</description>
<pubDate>Fri, 06 Oct 2017 10:21:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>به جای کلمه، نگران محتواهای نازل باشیم</title>
<link>https://alirezatabaie.blogfa.com/post/84</link>
<description>علیرضا طبایی می‌گوید: سیاست‌گذاران فرهنگی باید نوع نگاه‌شان را تغییر بدهند. ما بیش از آن‌که نگران کلمه باشیم، باید نگران محتواهای نازل و سطحی کتاب‌ها باشیم. این شاعر در گفت‌وگو با ایسنا ، درباره مطالبه اهل قلم از مسئولان فرهنگی گفت: تجربه ثابت کرده «آن‌چه البته به جایی نرسد فریاد است»؛ ولی وظیفه ما به هر حال گفتن است و باز هم گفتن. تصور می‌کنم اگر سیاست‌گذاران فرهنگی ما بخواهند با گوش شنوا حرف‌ها را بشنوند و عمل کنند راه‌هایی وجود دارد، ولی طی کردن این</description>
<pubDate>Wed, 13 Sep 2017 08:20:43 +0330</pubDate>
<dc:creator>alirezatabaie</dc:creator>
<guid>alirezatabaie.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
</channel>
</rss>
